علمی , اجتماعی , آموزشی، یک کمی هم شخصی...
تا شدم بی خبر از خویش، خبرها دارمبی خبر شو که خبرهاست در این بی خبریتا شدم بیاثر، از ناله اثرها دیدمبی اثر شو که اثرهاست در این بی اثریتا زدم لاف هنر خواجه به هیچم نخریدبی هنر شو که هنرهاست در این بی هنریسرو آزاد شد آن دم که ثمر هیچ ندادبی ثمر شو که ثمرهاست در این بی ثمریتا سر خود نسپردیم به خاک در دوستخاطر آسوده نگشتیم از این دربه دریبیستون تاب دم تیشهٔ فرهاد نداشتعشق را بین که از آن کوه گران شد کمری*********
برچسب:
نویسنده: پویا نظری
تاريخ: دوشنبه
10 آذر
1404 ساعت: 7:07